چگونه دستگاههاي موسيقي ايراني را بشناسيم ؟

شايد اين پرسش براي خيلي از علاقه مندان به موسيقي مطرح باشد . تصنيف يا آ وازي را مي شنوند ، گوينده راديو اعلام ميكند : فلان تصنيف در دستگاه ماهور و يا مثلا فلان آواز در ابوعطا و … ازين دست ، و ما هم مي شنويم و لذت مي بريم ، اما دوست داريم بدانيم معني اينها چيست ؟!

خوب مخاطب اين پست ، كساني هستند كه اين سوال برايشان مطرح شده است و قاعدتا افرادي كه آشنايي كامل دارند با اين مبحث ، برايشان امري ساده و واضح است . خيلي از عزيزاني كه اين پرسش را به انحاء گوناگون مطرح كردند ، دنبال يك اكسير و يا فرمولي مي گردند كه سريع آنها را به جواب برساند . مثل حل معادله تابع درجه 1 يك مجهولي ! خوب بايد به اين بزرگواران بگويم كه x (ايكس) را به اين سادگي نميتوان بدست آورد و نسخه واحد و فرمولي نميتوان براي اين امر ارائه داد .
حتي در موسيقي غرب هم چنين نسخه اي وجود ندارد مگر تمرين و ممارست و تجربه گوش . يك وقت است كه تئوري چيزهايي را به ما مي آموزد و راه را براي ما آسان و رمزنگاري مي كند . اما جاهايي هست كه تئوري نقشش بسيار كمرنگ است . معناي گامهاي كوچك و بزرگ را در پستهاي قبل دانستيد . خوب گامهاي بزرگ متعددند . واين را هم به خوبي ميدانيد كه يك ملودي را ميتوانيد در هريك از گامها تنظيم كنيد ( بحثهاي فني سازبندي و گستره هاي صوتي و… را فاكتور ميگيريم ) . آيا مثلا ملودي تصنيف مرغ سحر را كه ميتوان در گام دوي بزرگ تنظيم نمود را بشنويد ، و بعد مثلا همان را اگر در گام سل بزرگ تنظيم كنيم و بشنويد ، آيا تغييري حس مي كنيد ؟

واقعيت اين است كه ماهيتا فرق خواهند داشت نه ظاهرا و توضيح اين مطلب فعلا دشوار است . گوشهاي بسيار آزموده و بسيار استاد ، مي توانند اين تمييز را متوجه شوند . شايد براي اكثر گوشهاي آزموده ، نهايتا تشخيص بزرگ و يا كوچك بودن مدالیته قطعه محرز باشد ولي اينكه دقيقا در چه تناليته اي بوده ، نياز به پرورش دقيق و علمي ( دشيفراژ و سلفژ اصولي و علمي ) گوش باشد كه در آكادميهاي موسيقي يكي از درسها و اصول كار است
.
در خصوص موسيقي سنتي هم راهي به جز تمرين گوش نداريد . البته در كنار تمرين گوش بايد به مواردي كه در مقاله قبل گفتيم اهتمام داشته باشيد . فواصل خاص موسيقي سنتي را بشناسيد و آرايش فواصل را در مايه هاي گوناگون
و همچنين گردش خاص ملوديها . برخي از ويژگيهاي مختص موسيقي سنتي از قبيل نتهاي آغاز ، شاهد ، ايست ، متغير و اختتام ، ممكن است هر شنونده اي را دچار اشتباه نمايند . چرا كه اكثر گوشها در آموزشگاهها با اصول موسيقي غرب تربيت مي شوند . كليدواژه هايي كه اشاره شد را باز در پستهاي قبل توضيح داديم . عزيزان بايد بدانند كه در كنار همه آگاههيهاي ياد شده ، بايد با حال و هواي دستگاهها آشنا شوند . شايد اين متاثر از همان روش يادگيري سينه به سينه اي بوده كه نسلها باعث ماندگاري موسيقي ما شده است . براي شروع مي توانيد برخي تصنيفها و يا آوازهاي مشهور اجرا شده را براي خود به عنوان سمبل به ذهن بسپاريد . دركنار اين به مطالعه تئوري مربوطه هم تاحد لزوم بپردازيد . چشم و گوش و ذهن وقتي كه همسو شوند ، شما را قادر به تشخيص دستگاهها مي كنند .
مثلا مرغ سحر را همه مي شناسيم . اين تصنيف در دستگاه ماهور ساخته شده است و ميتواند يك الگو باشد. سعي كنيم از طريق آزمون و خطا و مقايسه موسيقي مجهول با موسيقي هاي سمبلي كه به ذهن سپرديم ، تشخيص دهيم كه در چه مايه اي ميباشد . البته نياز به ممارست دارد و نميشود به يك الگو بسنده كرد . تصنيف منتظرت بودم مثلا در مايه دشتي است كه از متعلقات دستگاه شور ميباشد يا مثلا تصنيف ايران مرز پرگهر نيز در همين مايه هست . با گوش دادن به الگوهايي ازين دست ميتوانيد به شباهتها پي ببريد .
قطعا اگر آهنگ مجهول ، حال و هوايش ، شما را به ياد يكي از الگوهايي كه به ذهن سپرده ايد ، بياندازد و با آن حال و هوا سازگار باشد ، معما تا 70 درصد حل شده است . سي درصد باقيمانده بر ميگردد به معماهاي موسيقي شيرين سنتي ما كه گوشه هاي شبيه به هم ، نتهاي متغير و ايست …. و تربيت ناقص گوش ما كه امكان اشتباه را زياد مي كنند .!! مثلا شايد براي گوش ناآزموده ، شنيدن بيات زند ( از متعلقات دستگاه شور ) با ماهور اشتباه شود !! يا مثلا آوازهاي متاثر از دستگاه شور ( ابوعطا ، بيات زند ، افشاري ، دشتي ) خيلي به هم شبيه بيايند . اينجاست كه گردش ملودي ها ، نتهايي كه روي آنها تاكيد بيشتر مي شود ، حس اختتام به سمت پايين يا بالا و …. ويژگيهاي ديگر ، ميتواند شما را به تشخيص درست تر رهنمون كند .
خلاصه اي كه در اين مقاله و در پاسخ به پرسش مطروحه عرض كرديم ، ميتواند راهنمايي باشد براي اشخاصي كه ميخواهند بيشتر با موسيقي عجين شوند و ارتباط بيشتري پيدا كنند . فلذا براي عزيزاني كه به صورت آكادميك و كلاسيك مشغول آموختن رديف دستگاهي هستند ، قطعا مدرسشان بهترين الگوها و متدها را در اختيار قرار خواهد داد .

مبحث فواصل

هنرجوي موسيقي در ميهن عزيزمان ، بايد با فواصل موسيقي سنتي نيز آشنا شود . اين نقص است اگر به دنبال تحصيل دانش و هنر موسيقي باشيم ، اما تنها آگاهي به موسيقي غرب داشته باشيم . اشتباه نكنيد . اينجا صحبت از اولويت يا برتري يك موسيقي به نوع ديگر يا امثالهم نيست ، در اين خصوص پيشتر مطلب نوشتيم و سليقه را معيار قرار داديم نه اينكه دنبال واكاوي زيبايي شناسي هنري باشيم ! هر ذهن و هر فردي به سمتي خاص گرايش دارد و اين شايد نميتواند مورد سنجش قرار بگيرد . پس نيت بنده از بيان اينكه بايد آگاهي به موسيقي سنتي هم داشته باشيم ، بيشتر جنبه دانش قضيه بوده تا سليقه . بگذريم
گفتيم زير و بمي ميان دو نت متوالي را « فاصله » ميگوييم . فواصله هم براي خودش متري دارد . متر ما براي فاصله موسيقي غربي ، نيم پرده ها هستند و در موسيقي سنتي ما ، چون فاصله كوچكتر از نيم پرده هم داريم ( ربع پرده ها ) اوضاع متفاوت خواهد بود . در گامهاي تعديل شده امروزي غربي ، كمترين فاصله دو نت متوالي ، نيم پرده خواهد بود . ( خيلي نميخواهيم درگير واژگان كروماتيك و دياتونيك و تفاوتشان … شويم اينها را بگذاريد مطالعه آزاد ) مثلا نت دو را در نظر بگيرد ، كوچكترين فاصله بعد از آن ، نت دو دييز است ( كه نيم پرده زير تر است ) . ما هميشه فاصله را از نت بمتر محاسبه مي كنيم . خوب اگر دو نيم پرده زيرتر برويم ، به نت ر مي رسيم . به هر فاصله ي دو نيم پرده اي ، يك پرده مي گوييم . فاصله را تا محدوده ي يك پرده متصل ميگوييم و بشتر از آن را منفصل مي گوييم .


#آهنگسازی #آهنگسازی_تنطیم #ساخت_آهنگ #میکس_مسترینگ #استودیو #استودیو_ضبط_صدا

پاسخ دهید

ایمیل شما محفوظ خواهد ماند. موارد ضروری مشحص شده ند *

شما مجاز هستید تا از تگ های HTML زیر استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

پاک کردن ارسال