دانلود پلاگین ArcSyn1.6 WIN.MAC وی اس تی vst

دانلود پلاگین  ArcSyn1.6 WIN.MAC

لینک مستقیم وی اس تی vst

arcsyn1-6-win-mac

photo_2016-10-10_20-00-06

 

تداخل فرکانسی چیست ؟ آهنگسازی و تنظیم میکس،مسترینگ

به طور کل هر فرکانس قابل شنیدن دارای دامنه هست که این دامنه
انرژی اون فرکانس و میزان صدای او فرکانس هست که ما میشنویم.

کلی بگم،وقتی شما دو فرکانس هم محدوده رو در کنار هم قرار میدید
(( در اصطلاح موسیقی میزنید )) این دو فرکانس با دامنه هایی که دارن
روی هم میرن و تداخل فرکانس و دامنه به وجود میاد که باعث میشه نوعی
افزایش دامنه و ترکیب شدن رخ بده البته باید بگم که این نوع ترکیب شدن
گاهی اوقات جذاب و گاهی اوقات فالش هستن که جذاب ها رو بحث نمیکنیم…
فالش شده ها نوعی صدای خش خش (در صورت تنظیم نبودن ولوم به مقدار کافی)
ایجاد میکنن که کمی غیر طبیعیه!!
این مسایل زمانی که پیش میاد ممکنه چندین نوع شکل فرکانسی و دامنه ای رخ بده
که عمده اونا خش خش کردن،نوعی زدگی،قاطی شدن و خفگی و…
برای مثال دو باس رو باهم اجرا کنید که هم فرکانس باشن نه کاملا هم فرکانس،میبینید
که باندتان نوعی گیز گیز،خش خش ایجاد میکنه که به مرور زمان در اثر میکس بد متوجه خواهی
شد…

داینامیک رنج Dynamic Range چیست ؟

داینامیک رنج Dynamic Range چیست ؟

به فاصله بین بیشترین قدرت تشخیص صدا ( بدون اعوجاج یا دیستورت شدن ) تا کمترین قدرت داینامیک رنج گفته می شود .

برای مثال گوش انسان هم داینامیک رنج دارد. فرض کنید یک سخنرانی از طریق بلندگو هایی با قدرت 200 دسیبل برای شما پخش شود و شما در نزدیک ترین محل به صدا باشید در آن صورت قطعا شما چیزی تشخیص نخواهید داد.

محدوده شنوایی انسان از 0 تا 140 دسیبل است که صداهای بالای 80 دسیبل آزار دهنده است.

مقدار 0 دسیبل مقداری قراردادی است که با توجه به مقدار شنوایی انسان در نظر گرفته شده است.

دستگاه های موسیقی نظیر پری امپ ها و میکروفن ها و غیره نیز دارای محدوده داینامیک هستند که قدرت تشخیص صدای دستگاه را مشخص می کند.

دانلود پلاگین ساید چین sidechain

دانلود پلاگین ساید چین sidechain

سایدچین (sidechain ) نوعی جلوه صوتی است که اولین بار با اعمال Fade In مابین هر ضرب آهنگ ایجاد میشد. یعنی تضعیف تدریجی قدرت صدا در هر ضرب و شروعی پرقدرت در ضرب بعدی که اینکار باعث ایجاد هیجانی بیشتر در اجرا میشد.
 امروزه پلاگین های مختلفی برای انجام اینکار با قابلیت های مختلف ارائه شده است که یکی از بهترین های آن (Nicky Romero Kickstart) است که در پست بعدی همراه با کرک برای شما ارسال میشود و شما قابلیت نصب آن را روی کیوبیس اف ال استودیو و هر نرم افزار دیگری از این قبیل را خواهید داشت.
سایدچین به قدری محبوب است که امروزه برخی مداحان برای ایجاد سوز بیشتر روی مداحی خود بدون هیچ پلاگینی و تنها با حنجره خود اینکار را انجام می دهند!

لینک دانلود

Kickstart.v1.0.9.R2R

اطلاعات جامع درباره اکولایزر Equalizer

EQuick

اکولایزر یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تولید یک صدای خوب است.اکولایزر هم میتواند دشمن شما و هم میتواند دوست شما در برابر رسیدن به یک صدای خوب باشد.در این مقاله مهندس افسانه ای صدا آقای  DAVID MELLOR قصد دارد توصیه هایی برای کجا و کی به کار بردن این ابزار را عنوان کند.

دفعه ی بعدی که در استدیو ضبط داشتید برای تمرین همه ی اکولایزرهای خود را به حالت flat  در بیاورید و تا زمانی که میکس خود را تمام نکردید به آن ها دست نزنید.به کمتر از عالی راضی نشوید و برای خود بهانه تراشی نکنید که چون نمیتوانم از eq استفاده کنم پس صدای خوبی هم نمیتوانم به دست آورم

اکولایزر یک ابزار بسیار قدرتمند است اما نه به آن قدرتمندی که فکر میکنیم.منظورم از این حرف این است که شما باید بر اساس موقعیتی که در آن قرار دارید از ابزارها استفاده کنید.مهارت شما و قدرت قضاوت گوش شما در مورد صدا ها بهترین ابزار است.شما باید بدانید چه میخواهید و ابزار رسیدن به آن را انتخاب کنید.هر مکان و هر موقعیت یک ابزار خاص را طلب میکند

همیشه قبل از شروع به کار مطمئن شوید بهترین صدا را از میکروفون یا vst ها ضبط کرده اید.انتخاب و ضبط صدای خوب نتیجه ی مستقیم در کیفیت نهایی دارد.این وظیفه ی مهندس ضبط است که مطمئن بشود بهترین صدا را ضبط کرده است.موقعیت میکروفون و نوع اکوستیک کردن اتاق در کیفیت ضبط تاثیر دارد.بیشتر مشکلاتی که مهندسین صدا در میکس کردن دارند ناشی از جاگیری غلط میکروفون یا اکوستیک غیر متناسب با فضا یا ساز است به همین خاطر خیلی مهم است که با مهندس ضبط خود صحبت کنید و از او بخواهید که صدایی درست به شما تحویل دهد

اکولازرهای گرافیکی بسیار عالی عمل میکنند.شما میتوانید هر طور که دوست دارید به صدا شکل بدهید حتی بعد از این که صدا از پلاگین های مختلفی عبور کرده است

زمانی که مهارت خود را در زمینه های قبلی بالا بردید وقت آن رسیده که به اکولایز کردن صدا هم فکر کنید.اکولایزر مانند یک پولیش روی کفش عمل میکند.آن را براق میکند.به آن جلوه میدهد و نقاط کثیف آن را کمرنگ تر میکند.

تجربه به من ثابت کرده اگر صدای شما بدون اکولایزر خوب نیست شما هرگز تا پایان کار به صدایی خوب دست پیدا نخواهید کرد.چرا که چیزی که به شما تحویل داده اند کفش نیست بلکه دمپایی بوده است.پولیش زدن دمپایی آن را تبدیل به کفش نمیکند.اکولایزر کردن یک هنر است.با تمرین کردن و آزمون و خطا میتوانید به درجه ی استادی در این زمینه برسید تنها کافی است خوب گوش کنید خلاق باشید و تجربه کنید.

اکولایزر چیست؟

به عنوان اولین گام (هر چند میدانم ۹۹% از شما از اکولایزر استفاده میکنید) اجازه دهید ببینیم اکولایز کردن به چه معنی است و اصلا چه کاری انجام میدهد.سپس من چند تکنیک در این رابطه را عنوان خواهم کرد

1233584تصویر اول چیزی که شما از یک صدا انتظار دارید را نمایش میدهد.در این حالت هیچ ایتمی بر روی فرکانس های صدا اعمال نشده است و اکولایزر در حالت صاف قرار دارد.در این جا ما هیچ دستکاری در صدا نکرده ایم.توجه داشته باشید که این تصاویر پاسخ فرکانسی بعد از پروسه اکولایزر را نشان میدهند.اگر تصویر اول را صدای بدون اکولایزر در محدوده ی فرکانسی گوش انسان در نظر بگیریم تصویر دوم و سوم دو حالتی را نشان میدهند که عموما شما در میکس ها مشاهده میکنید.رسم منحنی پاسخ فرکانسی تنها توسط ۰٫۰۰۰۱% از مهندسین صدای دنیا انجام میشود چرا که کاری است بسیار دقیق و البته تجهیزات اندازه گیری آن نیز بسیار گران است.اما شما لازم نیست جزو آن دسته از مهندسین باشید که بتوانید پاسخ فرکانسی را درک و رسم کنید.کافی است جای تقریبی هر صدا و رزونانس های آن را به طور تقریبی تخمین بزنید.مثلا وقتی تهیه کننده از شما میخواهد که صدای خواننده را مقداری پر قدرت تر کنید کافی است مثل تصویر دوم کمی آن محدوده را تقویت کنید.

در تصویر دوم همان طور که مشخص است ما اقدام به تقویت یک محدوده ی فرکانسی کردیم.در هر اکولاز کردن ما با سه پارامتر درگیر هستیم.اولین پارامتر فرکانس است.شما چه فرکانسی را میخواهید تقویت کنید.در تصویر دوم در جایی که انحنا به بالاترین سطح خود رسیده است ما خواستار تقویت آن فرکانس بوده ایم.پارامتر دوم gain نام دارد.حال که فرکانس خود را انتخاب کردید باید مشخص کنید چند دسیبل تغییر در آن لحاظ شود.این پارامتر اکثرا در میکسرهای فیزیکی تا ۱۵ دسیبل قابل تغییر است.پارامتر بعدی Q  نام دارد.با تغییر این پارامتر میزان اثر پذیری فرکانس های مجاور را مشخص میکنید.در واقع عرض منحنی خود را کم یا زیاد میکنید.تصویر دوم یک منحنی به شکل bell را نشان میدهد و تصویر سوم sheving نام دارد.بسته به نوع صدا و جنس آن کاربرد انواع منحنی ها متفاوت است.

اگر در مورد اکولایزر اطلاعات کمی دارید میتوانید با کمی تحقیق کردن به آن دست یابید

در آخر این مقاله میخواهم توصیه های خودم را بیان کنم:

اگر جنس صدایی که مورد اکولایز قرار گرفته است را کدر میبینید کافی است مقداری تقویت در قسمت صدای اصلی آن ساز انجام بدهید.

اگر نتوانستید صداها را به خوبی با هم در میکس ترکیب کنید بهتر است تا آنجا که میتوانید نقاط اختلاف فرکانسی را جذف کنید

برای این که صدای خواننده واضح تر به گوش برسد فرکانس حول ۳ کیلوهرتز را تقویت کنید

برای این که صدا شفاف تر شود فرکانس های بیس را تضعیف کنید

تقویت یک محدوده ی فرکانسی باعث میشود نویزها نیز در آن محدوده تقویت شوند.در زمان تقویت کردن فرکانس ها به دقت به صدا گوش دهید

عوض کردن اکولایز باعث عوض شدن ولوم کلی میشود.باید توجه داشته باشید که دچار دیستورت یا کلیپ در ولوم خروجی خود نشوید

همیشه بعد از اکولایزر کردن صدا را به حالت قبل از اکولایزر باز گرددانید تا متوجه شوید چه کاری با صدای خام انجام داده اید

شما باید هوشمندانه کار اکولایز را انجام دهید.صدایی را که مورد اکولاز قرار میدهید به تنهایی باید عالی باشد و زمانی که بقیه صداها با آن ترکیب میشوند نیز باید همهی صدا ها باهم ترکیب خوبی را به وجود بیاورند

زمانی که برای اجرای زنده شروع به اکولایز کردن میکنید باید فضا را در نظر بگیرید

تاریخچه و ویژگی فرمت mp3

تاریخچه

فرمت mp3 از روی پروژه ای که در سال ۱۹۸۲ با مدیریت پروفسور موسمن و گروهی در کنار کارل هاینز برندنبورگ در موسسهٔ تحقیقاتی فرانهوفر ارلانگن و دانشگاه نورنبرگ ارلانگن توسعه پیدا کرد.شرکت‌های ای تی اند تی و تامسون این پروژه را پشتیبانی کردند.در سال ۱۹۹۲ این فرمت به عنوان فرمت استاندارد صدا به ام پگ اضافه شد.اجرای این فرمت روی کامپیوترهای شخصی از اوایل ۱۹۹۰ امکان پذیر شد.به علت نوع فشرده سازی امکان پخش این فرمت صدا روی خطوط دی اس ال و اینترنت نیز به راحتی امکان پذیر است.با ظهور نپستر و شبکه‌های پی تو پی این فرمت خودش را بیشتر از همه گسترش داد. در سال ۱۹۹۸،امکان پخش پرتابل فایل‌های صوتی ام پی تری با دستگاه‌های ام پی تری پلیر ممکن شد.

ویژگی ها

فرمت mp3 ، یک سیستم متراکم و فشرده‌ای برای موسیقی است که باعث کاهش تعداد بایتهای موجود در یک آهنگ، به بهای اندکی افت در کیفیت صدای آن می‌شود. هدف آن فشرده‌کردن کیفیت آهنگ سی‌دی بدون از دست دادن کیفیت صدای آن می‌باشد. با یک mp3،  سی و دو مگابایت آهنگ موجود روی یک سی‌دی به ۳ مگابایت فشرده می‌شود. اینکار باعث می‌شود که یک آهنگ را در عرض چند دقیقه دان لود کنید و هم‌چنین می‌توانید صدها آهنگ را در سخت دیسک کامپیوترتان ذخیره کنید. این فرمت، محبوب‌ترین فرمت برای فایل‌های موزیک محسوب می‌شود. در واقع mp۳ موفق‌ترین فرمت از خانواده Mpeg می‌باشد. Mpeg فرمتی بود که برای فشرده سازی صدا و تصویر توسط گروهی از محققین ایجاد شد. این گروه که با نام Motion Picture Experts Group فعالیت می‌کردند، پس از اختراع این فرمت، نام خود را بر آن نهادند. ( Mpeg در واقع از حروف اول همین عبارت تشکیل شده است). پس از ایجاد این فرمت که Mpg نیز خوانده می‌شد، فرمت‌های دیگری از این خانواده هم ارائه شد، از آن جمله:. mpa، mp۱،mp۲،mp۳ از این میان mp۳ بیش از بقیه کارائی داشت و بیشتر مورد استقبال قرار گرفت. دلیل عمده موفقیت آن نیز این بود که در این فرمت، فایل‌های صوتی بسیار فشرده و کم حجم می‌شوند، با این فرمت ما می‌توانیم حجم بیشتری از موسیقی را روی CD ذخیره کنیم ( حدود ۱۲ ساعت موسیقی روی هر CD ) و همچنین زمان دریافت موسیقی از اینترنت نیز کاهش می‌یابد. mp۳ در ویندوز ۹۵ و اولین نسخه‌های ویندوز ۹۸ پشتیبانی نمی‌شد. ولی در ویندوزهای بعدی، فرمت mp۳ به‌عنوان یکی از فرمت‌های پیش فرض گنجانده شده است.

mp۳ یک فرمت فشرده سازی Lossy می‌باشد. به این معنی که برای فشرده تر کردن حجم داده ها، مقداری از آن‌ها حذف می‌شود. البته داده‌های حذف شده، داده‌هایی هستند که گوش انسان قادر به شنیدن آن‌ها نیست. در نتیجه کیفیت صدا بدون تغییر باقی می‌ماند. کیفیت استاندارد mp۳ ۱؛ ۱۲۸ کیلو بیت در هر ثانیه ( Kbit/s ) می‌باشد. اگر یک سی دی صوتی را با این کیفیت فشرده کنیم، حجم فایل تقریباً ۱/۱۲ خواهد شد.

Untitled

 

ميكس و مسترينگ به زبانی ديگر

ميكس و مسترينگ به زبانی ديگر 

ميکس و مسترينگ مربوط به Quality و يا کيفيت نهايی يک موسيقی می شود که با اجرای درست آن ميتوان به نتيجه مطلوبی دست يافت و کاری حرفه ای ارائه داد.
موسيقی روح را به حرکت واميدارد و قادر است تأثيرات قوی و متفاوتی بر جای بگذارد، می تواند انسان را آرام و يا هيجان زده کند! اما چه زمان موسيقی تاثيرگذارتر است و به غير از آهنگسازی، هنر نوازندگل، شعر و صدای خواننده چه فاکتورهايی بايد ارزيابی شود تا آهنگ با شنونده ارتباط بر قرار کند و حرفی برای گفتن داشته باشد؟

اگر چند اثر موسيقی موفق را مورد بررسی قرار دهيم متوجه خواهيم شد که مواردی در همه آنها مشترک است. که اين موارد عبارتند از: آهنگسازی، شروع و پايان، ملودی ها و شعر و در نهايت صدابرداری.
يک موسيقی همانطور که به آهنگسازی و ملودی هاي مناسب و … نيازمند است، به يک صدا برداری خوب نيز نياز دارد و بايد ميکس و مسترينگ يک موسيقی را جدا از بقيه اجزای آن و به طور مستقل بررسی کرد.

اما هدف از ميکس و مسترينگ چيست و موجب چه تغييراتی در کار خواهد شد؟
1-تقکيک دقيق صداها و مشخص شدن جايگاه هر صدا در کل اثر:
اين مرحله جاي هر صدا در پروژه را مشخص مي کند؛ بهعنوان مثال تعيين کننده Volume و Paning ( پخش صدا از باند چپ يا راست) اصوات است به طوری که با بقيه صداها تداخل نکند و در آخر نتيجه ای دلنشين و همچنين حرفه ای داشته باشد.
بعد از اين مرحله هر صدا جايگاه خود را دارد و به راحتی قابل شنيدن است. اما لازم نيست که تمام صداها که در موسيقی وجود دارد کاملا واضح باشد و ميتواند برای پر کردن قسمتی از کار استفاده شود.

2-قدرت گرفتن صداها:
اين مرحله باعث می شود تا صداهای موجود را بهتر تشخيص داده و بشنويم؛ هر صدا يا ساز استفاده شده در آهنگ، در اين مرحله حجم بيشتری پيدا کرده و به اصطلاح باعث پر شدن کار ميگردد. به طوری که اگر کل موسيقی خلوت باشد نيز صداها حجيم و پر به نظر خواهد رسيد.
اين مرحله همچنين برای قوت بخشيدن به ريتم Drum و پرکاشن مناسب است.

3-خذف صداها و فرکانس های اضافه:
در حين انجام ميکس و مسترينگ در کار ممکن است متوجه اصوات و فرکانس هايي شويم که وجودشان نه تنها لازم و ضروری نيست، بلکه زائد و اضافی است که بايد از کار حذف شوند .
اين مرحله کمک زيادی برای دلنشين شدن اثر و از بين رفتن صداهای گوش خراش ميکند.

4-واقعي تر شدن صداهاي موجود:
ممکن است در يک آهنگ صداهای به کار برده شده خام به نظر بيايند و حس دلخواه را به شنونده القا نکنند، بنابراين اين مرحله موجب پخته شدن، حجيم شدن و واقعی تر شدن اصوات ميگردد و صداهاي محو به صورت شفاف ظاهر خواهند شد.
همچنين اين تصور وجود دارد که با اضافه کردن صداها و سازهاي مختلف میتوان به آهنگ حجم داد و آن را پر کرد، اما در واقع اين کار اصولی نبوده و موجب شلوغی موسيقی می شود.
موارد ذکر شده در بالا در آهنگهای مختلف داراي تفاوتهايی ميباشد، به عنوان مثال بايد به جنس صداها و سازهای به کار رفته توجه کرد و به تنطيم آن پرداخت.

از ديگر عوامل مهم، سبک، ملودی ها و تم کلی کار است که توجه به آن ضروری ميباشد. مثلا اگر در سبک Trance يا House از Kick ضعيف استفاده شود و کار صدا برداری مناسبی نداشته باشد، صدای استفاده شده به سختی شنيده خواهد شد. رعايت اين موارد می تواند کمک شايانی در تنظيم آهنگ کند و موجب رضايت بيشتر شنونده از کار شود.
ميکس در مجموع به سليقه شخص تنظيم کننده برمی گردد و فرد با استفاده از احساس و خلاقيت خود می تواند اثری زيبا و به ياد ماندنی خلق کند. زيرا ميکس و مسترينگ يکی از مهمترين فاکتورهای توليد يک اثر موسيقی خوب، کامل و حرفه ای ميباشد که نبايد از آن غافل شد.

میکس و مسترینگ

میکس و مسترینگ

به گذر صدا از چند دستگاه مختلف و خارج شدن آن با صدایی بلندتر (یا خیلی بلندتر) مسترینگ گفته نمی شود! مسترینگ در حقیقت پلی است میان صنعت حرفه ایِ صدا (pro audio industry) و صنعتِ های-فی یا های-فای (hi-fi industry). صدای تولید شده در میکس که در مونیتور بسیار خوش صدا بنظر می آید، در مسترینگ به صدایی بدل می شود که در یک سیستم پخش بسیار ساده ی خانگی نیز “نسبتا” خوش صدا به گوش می رسد. و در مسترینگِ یک آلبوم، در عین حال آهنگ ها طوری در آلبوم در کنار هم قرار می گیرند که گویی همگی به هم تعلق دارند. مثلا برای گوش دادن به آهنگ بعدی در آلبوم، شنونده مجبور نخواهد بود صدای سیستم پخش را خیلی کمتر کند. در عین حال موسیقی های آلبوم به لحاظ بافت صوتی و دینامیک به هم نزدیک می شوند.

مسترینگ آخرین شانس را به ما برای بهترکردن صدای تولید شده در میکس می دهد و یک میکس خوب ماده یِ اولیه یِ یک مسترینگِ موفق است. میکس بد در مسترینگ شانس چندانی ندارد! مسترینگ به ندرت تدریس می شود. هدف از تدریس در اغلب موارد، تنها کسب در آمد است. کسی “صرفا” ار طریق آموزش، آن هم در طی شش ماه یا یک سال به یک مسترینگ-مَن یا Mastering Engineer خوب تبدیل نخواهد شد. مسترینگ-مَن های بزرگ،‌ کسانی بودند که موسیقی گوش کردند!! (می دانم که شما هم موسیقی گوش کرده اید و می کنید. اما امیدوارم با خواندن ادامه ی مطلب، منظورم را بهتر درک کنید.) با موسیقی کلنجار رفتند. در جریان روند تولید موسیقی روز دنیا قرار دارند. هدف از تولید را درک می کنند. بازار را می شناسند. تفاوت های زیبایی شناسیک ژانرها را می شنوند و موسیقی دهه ها و شاید سده های پیش از خودشان را می شناسند (موسیقی غرب و شرق و آفریقا و اروپا و هند و چین و ژاپن، نه فقط آلبوم جدید سیاوش قمیشی و ابی و … که البته این ها هم در نوع خودشان ارزشمندند. اما اینجا منظور تنها گسترش افق دید است). آن ها می توانند موسیقی را تحلیل کنند. می توانند به خوبی ضبط کنند. سال ها مشغول ضبط موسیقی های مختلف بوده اند (نه فقط ضبط سینتی سایزر و گیتار از طریق اتصال مستقیم کابل به اینترفیس). سال ها میکس کرده اند و بعد از ۱۰ یا ۲۰ سال تجربه و کار مداوم و جدی، دست به مسترینگ می زنند. آن هم در محیطی که به لحاظ آکوستیک آنقدر استاندارد صدا می دهد که گوششان به پدیده های صوتی مرسوم در موسیقی حساس شود (به قول آلمانی ها : geschulte Ohren : یعنی گوش تعلیم دیده!). که اگر این شرایط مناسب به لحاظ آکوستیک وجود نداشته باشد، هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. و تازه اینجا آغاز راه است: این مسترینگ-مَن ها قرار است روز به روز بهتر شوند… بنابراین نباید مسترینگ را کار ساده ای دانست.

مسترینگ ماکسی مایز کردن (Maximizing) یا تاکید روی باس و فرکانس های HF نیست!

مهندس مسترینگ یا Mastering Engineer میکس های مختلف را با هم هماهنگ می کند، طوری که همگی یک دست به گوش برسند. ممکن است این میکس ها در استودیوهای مختلف شکل گرفته باشند، یا در زمان های دور و نزدیک انجام شده باشند، اما پس از مسترینگ موفق همه ی میکس ها با یکدیگر (تا حد امکان) هماهنگ می شوند. درمسترینگ بلندیِ (Level) صداها به دقت تنظیم می شود، و صدای میکس معمولا با توجه ویژه به منحنی Fletcher-Munson شکل می گیرد تا  تمامی فرکانس های موجود در موسیقی، در هر سیستم پخشی (پخش اتوموبیل، پخش کوچک آشپزخانه و غیره) در هر حجمی (Volume) از صدا “نسبت”ا به خوبی به گوش برسد:

منحنی Fletcher-Munson

http://www.muteqx.com/wp-content/uploads/2011/01/fletcher_munson_scan_ne…

در استودیوی مسترینگ “برخی” از اشتباهاتی که در میکس بوجود آمده، رفع می شوند (دقت داشته باشید: برخی از اشتباهات. چون فقط برخی از آن ها در مسترینگ قابل حل هستند). اگر میکس و مسترینگ را در یک اتاق ثابت انجام دهید، گاهی این مشکلات به کلی پوشیده باقی می مانند. به همین دلیل معمولا توصیه می شود، که میکس و مسترینگ در دو استودیویِ مختلف یا توسط دو فرد مختلف انجام شود. یعنی کسی که موسیقی را میکس کرده،‌ آن را برای مسترینگ به شخص دیگری بسپرد که مورد اعتماد است.

ابزارهای مورد نیاز در مسترینگ:

در مورد بعضی از این ابزار که در کنارِ یک DAW نظیر SADiE، Sonic Studio، Cube-Tec، Wave Lab، Pro Tools و غیره در مسترینگ استفاده می شوند، در فصول پیشین این کتاب اشاره کردم:

مونیتور:

– از یک مونیتورِ خوب در یک فضای نامناسب به لحاظ آکوستیک کاری بر نمی آید. (باب کَتز)

– اگر صدایِ خوبی از یک مونیتورِ خوب در یک فضای مناسب بشنویم، تقریبا می توانیم مطمئن باشیم، که از مونیتورهای دیگر در فضاهای دیگر نیز صدای درستی خواهیم شنید. (باب لودویگ)

تبدیل گر (Converter):

همه یِ استودیوهای مسترینگ باید به یک (Analog to Digital Converter) ADC و یک (Digital to Analog Converter) DAC مجهز باشد. از آنجایی که محصول هر سازنده ای صدایی متفاوت را تولید می کند، در مورادی استودیوها برای هر سبکی از محصولی مناسبِ آن سبک استفاده می کنند. مثلا “گاهی” برای راک مبدلی استفاده می شود که موسیقی را به نفع تولید رنگ کند. برای موسیقی کلاسیک معمولا از دقیق ترین مبدل ها استفاده می شود که تقریبا هیچ گونه دیستورشن یا رنگی را به سیگنال اضافه نمی کنند.

– من همیشه از دو ADC متفاوت استفاده می کنم. یکی از آن دو فرکانس های پایین را بهتر نشان می دهد و تصویر (imgaing) بهتری را ارائه می دهد و دیگری در مورد فرکانس های میانی بسیار خوب عمل می کند (گرِگ کالبی)

اکوالایزر:

در مرحله یِ مسترینگ استفاده از اکوالایزر با احتیاط و دقت بسیار بیشتری انجام می شود، زیرا هر تغییری در مرحله یِ مسترینگ روی کل میکس تاثیر می گذارد، بنابراین تغییرات اغلب در حد نیم یا یک دسیبل هستند.

کمپرسور، لیمیتر و ماکسیمایزر:

کمپرسور و لیمیتر نیز همانطور که پیش‍تر توضیح داده شد، ابزاری اصلی در مسترینگ به حساب می آیند. لیمیتر به بلند کردنِ صدا کمک می کند و در عین حال ما را از گزندِ پیک ها (Peak) در امان نگه می دارد. ماکسی مایزر در حقیقت نوعی لیمیتر است که به وسیله یِ آن می توان صدا را تا حد قابل قبولی بلند کرد، بدون این که پیک ایجاد شود.

میتِرینگ یا مترینگ (Metering):

میترینگ دقیق نیز یکی از ابزار اصلی مورد نیاز یک مهندس مسترینگ است. هرچند بسیاری از استودیوهای مدرن مجهز به میتِرهای دیجیتالِ peak-reading هستند، هنوز هم بسیاری از مهندسین مسترینگ استفاده از یک VU Meter کلاسیک یا قدیمی را ترجیح می دهند.

 تبدیل‍گرِ سمپل ریت (Sample Rate Converter):

همانطور که پیش تر در مورد لزومِ بکارگیریِ یک تبدیل‍گرِ سمپل ریتِ خوب در مواقع نیاز به تبدیل سمپل ریت تاکید شد، در یک استودیویِ مسترینگ وجود یک چنین تبدیل گری (SRC) تقریبا یک باید است.

دی-اِسِر (De-Esser):

یکی از مهمترین ابزار مورد نیاز در مسترینگ دی-اِسِر است. همانطور که از نامِ این ابزار پیداست، وظیفه یِ آن محدود کردنِ صدایِ “س یا S” از صدای ضبط شده از خواننده است. یک دی-اِسِر در حقیقت یک کمپرسور است که کارکردِ آن به فرکانس های خاصی بستگی دارد.

 

انواع نویزها و کاهش نویز:

نویزها می توانند ممتد یا به صورت پالس (impulsive) در صدا ظاهر شوند. نویزهای ممتد به دو صورتِ broadband و تونال در صدا حضور دارند. نویزهای broadband هیچ فرکانسِ خاص و قابل تشخیصی را در خود جای نمی دهند. هیچ سیستم کاهشِ نویزی (noise reduction system) کامل نیست و همه یِ آن ها بخشی از سیگنالِ حاویِ نویز را از بین می برند.

نُرمالایز کردن (Normalize):

مهندسین مسترینگ حرفه ای معمولا به ندرت از این امکان در DAW استفاده می کنند. نرمالیزاسیون به دنبالِ بالاترین پیک های (peak) یک فایل صوتی می گردد و سعی می کند تا همه یِ Level های آن فایل را بر اساس آن پیک تقویت کند. اصلی ترین مشکل در نرمال کردن این است که در آن تنها به اعداد دیجیتال پرداخته می شود (چون کامپیوتر از چیزی جر اعداد سر در نمی آورد) و آن هم بدون توجه به چیزی که موسیقی در صددِ بیان آن است. در ضمن گوش انسان به حد متوسط بلندی صدا پاسخ می دهد، نه به پیک ها.

کمپرسیون در مسترینگ:

با یک مقایسه یِ ساده می توان به این نتیجه رسید که با گذشتِ زمان مقدارِ کمپرسیونِ اعمال شده روی صداها در موسیقی پاپ بیشتر و بیشتر شده است. کافی است به کلکسیونِ سی-دی های خود مراجعه کنید و سه اثر را از سه دهه یِ متفاوت انتخاب کنید و به آن ها گوش دهید. به راحتی می توانید بلند‍تر شدنِ صدا را در آلبوم ها که به مرورِ زمان اتفاق افتاده است، حس کنید.

از کمپرسیونِ بیش از حد یا hypercompression باید به دلایل زیر همواره پرهیز شود، چرا که:

– نمی توان صدایی که بیش از حد کمپرس شده است را به حالت اول خود بازگرداند.

– به دلیل از بین رفتن دینامیک، موسیقی بی جان به گوش می رسد و از punch در آن به شدت کاسته می شود.

– در پروسه یِ تبدیل به فایل هایی نظیر mp3، عوارضی جانبی در انتظار موسیقی خواهد بود.

– برای مهندس مسترینگ هیچ فضایی برای اعمال تغییرات باقی نمی ماند.

– موسیقی ای که به شدت کمپرس شده باشد، گوش شنونده را زودتر خسته می کند، چرا که فراز و فرودی به لحاظ دینامیک در موسیقی وجود نخواهد داشت.

 

مهم نیست که صدا را در مسترینگ “چقدر” (کمیت) بلند می کنید، مهم این است که آن را “چگونه” (کیفیت) بلند می کنید.

(باب کَتز – کتاب Mastering Audio)

آموزش گام به گام میکس و مسترینگ

آموزش گام به گام میکس و مسترینگ

برای اولین قدم به مراحل کار روی وکال میپردازیم
برداشت و پردازش صدای خواننده کاری است که در اکثر پروژه ها بایستی انجام گیرد و نقطه اشتراک بسیاری از آنهاست در زیر اشاره به استودیوهای خانگی است که امکانات سخت افزاری برداشت صدا به یک میکروفون مناسب و یک اتاق سکوت خانگی محدود میشود و مثلا خبری از کامپرسور سخت افزاری نیست:

1-برداشت صدا: وکال را بدون هیچگونه افکت و به صورت Flat رکورد کنید. ( قبل از رکورد با توجه به جنس صدای خواننده شاید لازم باشد میکروفن را جابجاکنید تا مناسبترین نقطه را برای بهترین رکورد پیدا کنید.
2-حذف فرکانسهای غیر مفید و مضر: پس از رکورد صحیح وکال همه فرکانس های زیر100 هرتز و بالای 15000هرتز را Roll Off (قطع فرکانسهای ناحیه با شیب تند ) کنید.
3-اکوآلایز کردن: برای گرمتر شدن صدا بایستی برخی فرکانسها را تقویت کنید:
3a.برای خواننده مرد: فرکانس 160 هرتز را بین 2 تا 4دسی بل تقویت کنید.
3b. برای خواننده زن: فرکانس 320 هرتز را بین 2 تا 4 دسی بل تقویت کنید.
3c. اگر صدای وکال را با میکروفن مناسب و دراتاق سکوت برداشت کرده اید و دارایHiss (نویز سفید) نیست افزایش مختصری در محدوده 7 تا 8 کیلو هرتزباعث شفافیت بیشتر صدا خواهد شد.
3d.در منطقه Mid Range یعنی فرکانسهای بین 800 تا 5 کیلوهرتز تراکم فرکانسهای مهم و حساس در صداست و دستکاری کردن فرکانسها بایستی به نرمی و با دامنه کم انجام بشه چون تغییر ناشیانه موجب تغییر جنس صدا میشه که شاید همیشه مطلوب نباشه. اما دست کاریصحیح این منطقه می تونه حس زیبایی به وکال بده اما توصیه میشه که با پهنای باند نازک این کار رو انجام بدین.
4-کامپرس کردن: پس ازاکولایز یک کمپرسور نرم بر روی وکال اعمال کنید. توضیح اینکه چون کار کامپرسور تقویت سطح صداهای ضعیف و تضعیف سطح صداهای بیش از حد بلند است تنظیم آستانه تقویت و آستانه تضعیف و همچنین شیب تقویت و تضعیف آن بسیار مهم است و خود من در اولین تجربه ها با اعمال کامپرسور باعث تغییر محسوس (نامطلوب) در صدای وکال میشدم.
5-اعمال ریورب : آخرین مرحله است و همه آنرا میشناسند فقط مواظب باشید که تکرار زیاد با حجم زیاد برای سخنرانی به کار میره !!!! سعی کنید در استفاده از ریورب محتاط باشید.

انجام مراحل بالا در تمام کارها تقریبا اجباری است اما ممکن است هر سبکی افکتهای خاصی به وکال اعمال بشه.
نکته مهم دیگر اینکه شما در تصمیم گیری برای تنظیم اکوآلایزرها به صدایی می شنوید اعتماد میکنید پس مطمئن شوید که صدا را با مانیتور مناسب (Flat) میشنوید وگرنه بلایی که بر سر وکال میآورید جبران ناپذیر است.

تفاوت میکس و مسترینگ در چیست ؟

تفاوت میکس و مسترینگ در چیست ؟

میکس و مسترینگ ، در واقع دو قسمت مجزا در پروسه ی ضبط تا انتشار آهنگ هستند ، که مطالب گسترده و پیچیده ی آن ، افراد زیادی را گیج می کند ! حال اگر در حال ضبط و تهیه یک آلبوم موسیقی برای فروش هستید ، میکس و مسترینگ اصولی ، الزامی است.

میکس:

میکس کردن ، ترکیب تمام چیزهایی ست که در پروژه ضبط کرده اید یا به صورت یک فایل Midi نوشته اید . همچنین کار هایی چون افکت گذاری ، EQ ، تنظیمات لاین ها و … از کارهای مهم میکس است . میکس ، جور کردن تکه های پازل بوده و در عین حال که قطعات را به هم متصل می کنید ، مطمئن شوید که همه چیز به هم به درستی وصل شده اند و در نهایت هم دستی به سر و روی آنچه ساخته اید، می کشید . بعد از اتمام میکس ، آهنگ باید حال و هوای خوبی داشته و باعث خشنود شدن شما از آن شود .

مسترینگ:

مسترینگ در حقیقت بخشیدن شفافیت و درخشش به صداها می باشد . به طور ساده ، گوش دادن به موزیک بعد از مسترینگ نباید باعث به وجود آمدن حس انفجار در اسپیکر ها شود ، به عبارتی سطح صداها با یکدیگر متعادل و در کل آهنگ حس گیرایی داشته باشد.

در نظر داشته باشید ، مستریگ بحثی بسیار مبهم و سر بسته بوده و جدا از اصلاح تفاوت سطح صداها ، مستر کردن به طرزی باور نکردنی ، پروسه ای وابسته ای به علم در این زمینه است ! هم اکنون برنامه هایی وجود دارند که به شما کمک می کند ، خودتان مسترینگ کنید اما اگر برای پخش آهنگ خود برنامه دارید ، خرج برای حرفه ای تر شدن این کار ، سرمایه گذاری خوبی ست .

از ابتدا نیازی به حرفه ای بودن نیست اما باید سعی کنید حتی الامکان با میکس ، موسیقی خود را برجسته تر کنید . پس انجام میکس صحیح امری ست که باید برای آن تلاش کنید . برخلاف مسترینگ ، میکس را در خانه نیز می توانید انجام داد . اما نیازمند به تمرین و زمان است ولی با کمی ممارست قابل دستیابی ست.