آهنگسازی و تنظیم

بداهه نوازی در موسیقی سبک جاز

بداهه‌نوازی در جاز.. :

بداهه‌نوازی از ملزومات سبک جاز و بلوز است. قطعه جاز بدون بداهه‌نوازی جاز نیست. از دوران بی‌باپ به بعد فرم قطعات جاز خیلی شبیه به فرم سونات در موسیقی کلاسیک شده‌است، بدین معنی که هر قطعه از چند بخش اصلی تشکیل می‌شود: گشایش، نغمه اصلی، بداهه‌نوازی، بازگشت به نغمه اصلی و احتمالاً یک بخش اوج گیرنده پایانی.

با گشایش حال و هوای قطعه معلوم می‌شود. در نغمه اصلی معمولاً یک آهنگ معروف و دلنشین، معمولاً از نغمه‌های استاندارد جاز، اجرا می‌شود. سپس نوبت به بداهه‌نوازی می‌رسد. در این بخش چند تن از تکنوازان به نوبت قطعه اصلی را متحول می‌کنند و بسته به ذوق و حال و توانائی خود چیزی می‌نوازند. در جریانتکنوازی آنان قسمت ریتم (معمولاً کنترباس و سازهای ضربه‌ای) ریتم را نگه می‌دارند، یا بسته به حالی که بداهه‌نوازی پیدا می‌کند، تغییراتی در ضرب می‌دهند. سپس تمام گروه به نغمه اصلی بازمیگردند و در آخر با یک بخش پایانی، معمولاً به حالت کودا (بخش پایانی)، قطعه به پایان می‌رسد. البته همه قطعات این ترتیب را ندارند و بسیاری از نوازندگان به صورت‌های دیگری هم قطعات را اجرا می‌کنند ولی این ترتیب که گفته شد بسیار رایج است.

هنر اصلی نوازندگان جاز در بخش بداهه‌نوازی تجلی می‌کند. خلاقیت آنان در متحول کردن نغمه اصلی و ضرب، چیره‌دستی آنان در نواختن ساز، و عمق آشنائی آنان به موسیقی و نغمه‌های گوناگون (که معمولاً به صورت تلمیح یا اشاره به نغمه‌های معروف نشان داده می‌شود) در همین بخش بداهه‌نوازی معلوم می‌شود.

خوانندگان جاز برای بداهه‌خوانی از کاری به نام صداخوانی (scat) استفاده می‌کنند. در این تکنیک خواننده به‌جای خواندن متن ترانه صداهائی (بی‌معنی) که گاه شبیه به کلمات می‌شود اجرا می‌کند.

بداهه‌نوازی یا بداهه‌خوانی همچنین محمل مناسبی برای ابراز احساسات نوازنده یا خواننده‌است. اگر بداهه‌نوازی در قطعه نباشد نوازنده فقط به اجرای نغمه اصلی می‌پردازد و هرچه هم که از تکنیک‌های تغییر در ضرب و سوینگ و سایر روش‌های رایج در جاز استفاده کند، باز کارش جاز به معنای واقعی نخواهد بود.

#جاز #موسیقی  #سبک_جاز #بداهه_نوازی_جاز

بداهه‌ نوازی در موسیقی سنتی ایرانی

بداهه‌ نوازی در موسیقی سنتی ایرانی

اجرای موسیقی ایرانی به‌ویژه در تک‌نوازی و آواز معمولاً همراه با بداهه‌نوازی و بداهه‌خوانی است. اگر نوازنده یا خواننده از اجرایردیف و نغمه‌های معروف جدا شود و در مایه‌ای که مناسب سیر آهنگ است قطعه‌ای بنوازد یا بخواند، بداهه‌نوازی یا بداهه‌خوانی کرده‌است. به‌ویژه از آنجا که موسیقی سنتی ایران به صورت خواندن از روی نت اجرا نمی‌شود، معمولاً مستلزم بداهه‌نوازی است.

بداهه نوازی از نوع خاص تربیت موزیسین‌های ایرانی که مبنی بر حفظ قطعات و نه اجرای یکبارهٔ آنها از روی نت است ناشی می‌شود. بداهه نواز، باید به تعداد کافی نغمه، جمله و ریتم در ذهن داشته باشد تا بتواند با استفاده از این جملات و به کمک خلاقیت و ذوق شخصی خویش به تصنیف هم‌زمان با اجرا بپردازد. بداهه نوازی یکی از نقاط قوت موزیسین‌های ایرانی محسوب می‌شود و در آثار اکثر موسیقیدان‌های ایرانی فراوان دیده می‌شود. بداهه نوازی به طور برجسته در آثار حسین علیزاده و محمدرضا لطفی، موسیقیدان‌های معاصر دیده می‌شود.

لازم است ذکر شود که در هنر بداهه نوازی محیط و حال و هوای نوازنده نقش بسزایی دارد. درهنگام بداهه نوازی فرد نوازنده باید در آرامش باشد؛ و برای بدهه نوازی باید محیط پیرامون بداهه نواز آرام و بدور از هیاهو و اضطراب باشد.

#موسیقی #سنتی #موسیقی_سنتی #بداهه_نوازی

آشنایی با ساز قیچک

آشنایی با ساز قیچک

ساز قیچک یا غژک، سازی زهی آرشه‌ای است که در ساخت آن از چوب، پوست و فلز استفاده می‌شود. این ساز توانایی اجرای تکنوازی و گروه نوازی را دارد
از این ساز در موسیقی نواحی ایران استفاده می‌شود و طی نیم قرن گذشته با تغییراتی مختصر در گروه نوازی سازهای ملی نیز متداول شده است.

قیچک‌نواز هنگام نوازندگی، قیچک را نشسته به صورت عمودی با دست چپ نگه می‌دارد و با دست راست آرشه را به صورت افقی در حرکات رفت و برگشت بر سیم‌های آن می‌کشد. طول این ساز حدود 56 سانتی متر است.

اجزای اصلی قیچک:

کاسه طنینی: بدنه اصلی قیچک از چوب یک تکه و معمولا گردو، توت یا چوب های محکم دیگر ساخته می‌شود. کاسه طنینی، حجیم و دو فرو رفتگی بزرگ در طرفین، آن را به 2 قسمت بزرگتر و کوچکتر تقسیم می‌کند. قسمت کوچکتر در پایین ساز قرار دارد و بر دهانه آن پوست کشیده می شود و خرک روی قسمت پوست قرار می‌گیرد. دهانه قسمت بزرگتر باز است و دسته، تا روی نیمی از این قسمت ادامه می‌یابد.
پوست: معمولا در ساخت قیچک از پوست آهو یا گوسفند استفاده می‌شود.

دسته: جنس دسته قیچک از همان جنس چوب بدنه است که به صورت یک تکه با بدنه تراشیده می‌شود.دسته این ساز کوتاه است و از یک طرف به قسمت بزرگ تر کاسه، و از طرف دیگر به سر پنجه متصل است. قیچک فاقد دستان بندی ست و تمام فواصل موسیقی ملی (پرده، نیم پرده، ربع پرده) بر روی آن قابل اجراست.
سر پنجه: جعبه‌ای کوچک و تو خالی و از جنس چوب است. در ابتدای طول دسته مجموعا چهار گوشی (به تعداد سیم‌ها) در طرفین آن قرار دارند و در انتهای آن تاج قیچک با خمیدگی رو به عقب قرار دارد

گوشی‌ها: قیچک دارای 4 گوشی است که به صورت میخ سر پهن ، 2 به 2 در طرفین سر پنجه قرار دارد.
شیطانک: قطعه چوبی کم ار تفاع و باریک است به عرض دسته ساز که بین سرپنجه و دسته قرار دارد و سیم‌ها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می‌کنند و به طرف گوشی‌های می‌روند.
خرک: خرک قیچک از جنس چوب یا استخوان است به ارتفاع تقریبی 2 سانتی متر که با 2 پایه کوچک خود، روی پوست کاسه کوچک ساز قرار می‌گیرد و سیم‌ها از درون آن عبور می‌کنند.
سیم‌گیر: قطعه ای کوچک و از جنس چوب یا فلز است که در انتهای بدنه کاسه نصب شده و سر ِگره دار سیم به آن بسته می‌شود.
تعداد و جنس سیم‌ها: قیچک دارای 4 سیم از جنس فلز است که چهارمین سیم، روکش دار و ضخیم تر است. طول سیم‌ها در قیچک معمولی از سیم گیر تا شیطانک حدود 33 سانتی متر است.
آرشه: در نوع محلی این ساز از کمانه استفاده می‌شد اما امروزه از آرشه ویلن و در نوع بزرگتر (قیچک باس) از آرشه ویلنسل استفاده می‌شود.


#آهنگسازی #آهنگسازی_تنظیم #قیمت_آهنگسازی #سفارش_آهنگسازی #مقالات_موسیقی

آشنایی با ساز رَباب (Rabab)

آشنایی با ساز رَباب (Rabab)

#رَباب (Rabab)
یک ساز قدیمی است که خاستگاه از آریانای کهن، خراسان دوره اسلامی و افغانستان امروز که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد.به روایت تاریخ: این سازواره بیش از یک هزار سال قدمت داشته و شخصی بنام“نتن خان”در عصر اکبر شاه،در دامنه‌های پامیر بدخشان آن را اختراع کرده بوده که نخست به شکل ساز آرشه یی بوده و با آرشه یا کمان نواخته می شده اما به مرور زمان تکامل یافته و در نهایت،امروز با ناخنک یا شهباز نواخته می‌شود.ساز اخیر قبلاً دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده‌است. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه می‌نامیم.از نوازندگان این ساز در افغانستان می‌توان به استاد رحیم خوشنواز و همایون سخی و… در ایران می‌توان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده،سید علی مصطفوی،نیما علیزاده،پژمان تدین،محمد ابراهیم پوستین چی و… اشاره کرد.
تنه رباب از چوب توت بی دانه ساخته می‌شود که داخل آن تهی بوده و پوست روی رباب از پوست بزغاله ساخته می‌شود،تارهایش در قدیم “زه” یا روده بوده که استاد محمد عمر آن را بدل کرده و هم اکنون از تارهای مخصوص پلاستیکی(ماهی گیری)است.رباب مجموعاً از چهار قسمت شکم،سینه دسته و سر تشکیل شده‌است،شکم در واقع جعبه‌ای به شکل خربزه ‌است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته‌است.سینه نیز جعبه‌ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن،تا اندازه‌ای گرده ماهی و از جنس چوب است.در سطح جانبی سینه

(سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می‌گیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیم‌های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می‌شوند.بر سطح جانبی دیگر(سطح پائینی)،پنجره‌ای دایره‌ ای شکل ساخته شده‌است.دسته ساز نسبتاً کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته می‌شود و بالاخره در سر ساز،مانند،تار جعبه گوشی‌ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده‌است،سطح جانبی جعبه گوشی‌ها کمی به طرف عقب ادامه یافته‌است.تعداد سیم‌ های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم‌های جفت با یکدیگر همصوت کوک می‌شوند،سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می‌شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می‌سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.رباب اساساً سازی محلی است و در نواحی خراسان و افغانستان معمول است.

سال ‌های قبل بهترین رباب‌ها در کابل ساخته می شده که رباب سازان مشهوری مانند:واصل،سید قریب،قادر و جمعه خان در کابل رباب می‌ساختند.حالا نیز عیسی، عظیم و یوسف نواسه‌ های جمعه خان در کابل رباب می‌سازند.
از دیگر سازندگان به نام این ساز می‌توان به استاد حسین قلمی اشاره کرد.

رباب صریر باب بهشت است

مولانا هم در شعر هایش و هم در زندگی روزانه‌اش که با سماع و موسیقی پیوندی تنگاتنگ داشته است؛مهری شگفتی انگیز به موسیقی وا می‌نماید.هم در کلیات شمس و هم در مثنوی از سازهای گوناگون نام می گیرد اما به رباب و نی افزون از دیگر سازها دل بسته است.در بزم سماع از رباب بهره می‌جست و خود نیز رباب می نواخت.رباب در روزگار مولانا انگار از خاندان بربط بوده است «رباب قدیمی شکل دیگری داشته است و با کمان نواخته می‌شده است و گویی از خاندان بربط بوده است. بربط را گاهی با کمان و گاهی با مضراب می نواختند.یونانیان آن را با مضراب و آریاییان با کمان می نواختند(گاهی هم به عکس آن) حکیم خاقانی شروانی رباب را،ساز نالنده خوانده است.پیداست که رباب را در شرق با کمان نمینواختند ؛زیرا ناله از کمان بر نمی‌خیزد.