اطلاعات جامع و مفید در مورد موسیقی

ریتم و هارمونی در موسیقی

ریتم و هارمونی

در موسیقی “ریتم هارمونی” به میزان یا نرخی گفته می شود که آکوردها – یا همان هارمونی هر قسمت – در طول اجرای قطعه دستخوش تغییر می شوند.

به بیان دیگر اگر بتوانیم رفتار تغییرات هارمونی را در یک قطعه تشخیص داده آنرا ترسیم کنیم در نهایت به شکلی می رسیم که از آن می توان ریتم هارمونی را استخراج کرد.

در یک قطعه موسیقی تنال، ملودی و هارمونی بصورت ذاتی تمایل به حرکت حول و حوش تنالیته دارند، میزان دوری و نزدیکی از تنالیته در واحد زمان ویژگی ای در موسیقی پدیدار میکند که “ریتم هارمونی” نامیده می شود. (همانند تغییرات کشش نتها که ریتم را بوجود می آورد.)

برخلاف ریتم – به معنای نحوه تغییر کشش نتها – ، هارمونی و یا ملودی که اغلب در تجزیه تحلیل قطعات موسیقی مورد توجه موسیقیدانان قرار می گیرد، “ریتم هارمونی” جز در موارد خاص تحلیل نمی شود. بعنوان یک نتیجه از این بررسی ها می توان به تفاوت “ریتم هارمونی” در موسیقی کلاسیک و باروک اشاره داشت. “ریتم هارمونی” در موسیقی کلاسیک بیش از باروک است، با وجود آنکه هارمونی موسیقی کلاسیک به مراتب ساده تر از هارمونی موسیقی باروک است.

با کمی دقت می توان دریافت که “ریتم هارمونی” می تواند نشان دهنده میزان فعالیت یا پردازشهایی باشد که مغز با شنیدن موسیقی، برای درک آن باید انجام دهد. حتی اگر در بافت موسیقی آکوردهای ساده وجود داشته باشد تغییرات سریع آن می تواند مغز را به پردازش بیشتری وا دارد.

تاثیر “ریتم هارمونی” در موسیقی
شاید برای شما جالب و حتی تعجب آور باشد اگر بدانید که “ریتم هارمونی” می تواند موسیقی ای را که ما می شنویم دستخوش تغییرات شدیدی نماید. آزمایشهای فیزیکی انجام داده شده نشان می دهد سرعت اجرای نتها و تداخل امواج حاصله از آنها با یکدیگر و هارموینک های خودشان، می تواند در نحوه شنیدن موسیقی تغییرات زیادی ایجاد کند.

ریتم به معنای رفتار تغییر کشش نتها در واحد زمان با هارمونی ارتباط تنگا تنگی دارند.

بعنوان مثال اگر شما با تمپوی بسیار پایین بصورت متناوب نتهای دو، می و سل را اجرا کنید هیچ احساس خاصی از وجود هارمونی در آن نخواهید کرد.

اما اگر همین تمپو را بتدریج بالا ببرید بطور قطع آکورد دو ماژور را خواهید شنید.

رابطه برعکس هم وجود دارد تغییرات هارمونی می تواند روی ملودی ای که ذهن شما از موسیقی استخراج می کند تاثیر بگذارد.

یک آزمایش جالب
ارتباط ریتم و هارمونی به مواردی که در بالا گفتیم محدود نمی شود و بسیار پیچیده تر از آن است که فکرش را می توان کرد. یکی از آن موارد، تاثیر سرعت اجرای یک نت بر صدای حاصل از آن است.

نت ثابتی در نظر بگیرد و با الگویی مانند “یک نت چنگ + دو نت دولا چنگ + دو نت چنگ + دو دولا چنگ + یک چنگ” آنرا با سرعت بالا روی پیانو اجرا کنید. اگر گوش دقیقی داشته باشید بوضوح مشاهده می کنید که بجای صدای یک نت، فاصله پنجم آنرا می شنوید!

خصوصیات فیزیکی و آکوستیکی ساز از یک طرف و نیز الگوی نواختن نت ها از طرف دیگر مشخص می کند که در سرعت های بالای اجرا، کدام نت علاوه بر نت اصلی شنیده خواهد شد.

#ریتم_موسیقی #آهنگسازی #آهنگسازی_تنظیم #آهنگسازی_حرفه_ای #آموزش_موسیقی

 

چرا با سرعت پایین تمرین میکنیم؟

این عبارت را معمولا از طرف اساتید زیاد شنیده‌ایم که با سرعت پایین تمرین کنید و سپس بتدریج سرعت را افزایش دهیم، اما اینجا کمی موضوع را بازتر میکنیم.

سرعت پایین چیست؟ چرا با سرعت پایین تمرین میکنیم؟

و تا چه مدت باید با سرعت پایین تمرین کرد؟ و میتوان این سوالات را ادامه داد و همینطور جوابهای متعددی برای این سوالات میتوان یافت، ولی اینجا فقط خلاصه ای از مطالب را بیان خواهیم کرد.

سرعت پایین معمولا سرعتی نزدیک به سرعت ثانیه ها یا قدم زدن و یا ضربان قلب ماست، من این سرعت را معمولا هفتاد در نظر میگیرم ولی میتوان کمی بالاتر و یا پایین تر نیز در نظر گرفت.

حال چرا با سرعت پایین تمرین میکنیم؟

اشتباهی رایج بین نوازندگان تازه کار این است که با سرعت بالا تمرین میکنند و اشتباه رایج دیگر نیز این است که با سرعت پایین تمرین کردن برای رسیدن به سرعت های بالاتر است.

تمرین با سرعت پایین بیشتر برای رسیدن به تعادل در دست و انگشتان و ریتم و دیدن بهتر خطاها در هنگام تمرین است و همینطور سرعت پایین قدرت دست را بالاتر میبرد تا نوازندگی راحتتر و سبکتر انجام گیرد.

و اینکه چقدر باید با سرعت پایین تمرین کنیم. باید گفت که ما همیشه میتوانیم با سرعت پایین تمرین کنیم.

نوازنده ای که سرعت های بالا را کار میکند هنوز میتواند گاهی با سرعت پایین تمرین کند و با این ترتیب کنترل خود را افزایش دهد ولی نوازندگان تازه کار باید بیشتر در سرعت های پایین تمرین کنند تا هم قدرت و هم کنترل خود را افزایش دهند…

تاریخچه موسیقی

تاریخچه موسیقی 

تاریخ موسیقی شناختن مبدأ و منشأ موسیقی برای ما کمال استفاده را دربردارد، زیرا کشف این نکته به شناسایی ماهیت موسیقی کمک بسیاری می‌نماید، و به همین دلیل است که تا کنون دانشمندان و فلاسفه در این باره فرضیات متعددی داشته‌اند، که از میان آنها سپنسر،نیچه، هاوس اگر، و هردررا باید نام برد.

در دوره‌های اخیر، دانشمندان و محققان، با تحقیق در احوال ملل ابتدایی وحشی و نیمه‌وحشی، طریق مطمئن‌تری برای تحقیق در این زمینه برگزیده‌اند. فرانسویان قبل از دیگران به مطالعه در این باره پرداختند.

نخست ژان ژاک روسو در اثر خود به نام فرهنگ موسیقی ۱۷۶۷ و بعد از او دولابور در کتاب تحقیقی دربارهٔ موسیقی قدیم و جدید۱۷۸۰ این بحث را پیش کشیدند مردم سیاحت‌پیشهٔ انگلستان نیز پس از فرانسویان به تحقیق در این موضوع پرداختند و در این اواخر آلمانی‌ها تحت عنوان علم موسیقی سنجشی به این تحقیقات رونق عمیق بسیاری بخشیدند.

#تاریخ_موسیقی #مقالات_موسیقی

آشنایی با ساز قیچک

آشنایی با ساز قیچک

ساز قیچک یا غژک، سازی زهی آرشه‌ای است که در ساخت آن از چوب، پوست و فلز استفاده می‌شود. این ساز توانایی اجرای تکنوازی و گروه نوازی را دارد
از این ساز در موسیقی نواحی ایران استفاده می‌شود و طی نیم قرن گذشته با تغییراتی مختصر در گروه نوازی سازهای ملی نیز متداول شده است.

قیچک‌نواز هنگام نوازندگی، قیچک را نشسته به صورت عمودی با دست چپ نگه می‌دارد و با دست راست آرشه را به صورت افقی در حرکات رفت و برگشت بر سیم‌های آن می‌کشد. طول این ساز حدود 56 سانتی متر است.

اجزای اصلی قیچک:

کاسه طنینی: بدنه اصلی قیچک از چوب یک تکه و معمولا گردو، توت یا چوب های محکم دیگر ساخته می‌شود. کاسه طنینی، حجیم و دو فرو رفتگی بزرگ در طرفین، آن را به 2 قسمت بزرگتر و کوچکتر تقسیم می‌کند. قسمت کوچکتر در پایین ساز قرار دارد و بر دهانه آن پوست کشیده می شود و خرک روی قسمت پوست قرار می‌گیرد. دهانه قسمت بزرگتر باز است و دسته، تا روی نیمی از این قسمت ادامه می‌یابد.
پوست: معمولا در ساخت قیچک از پوست آهو یا گوسفند استفاده می‌شود.

دسته: جنس دسته قیچک از همان جنس چوب بدنه است که به صورت یک تکه با بدنه تراشیده می‌شود.دسته این ساز کوتاه است و از یک طرف به قسمت بزرگ تر کاسه، و از طرف دیگر به سر پنجه متصل است. قیچک فاقد دستان بندی ست و تمام فواصل موسیقی ملی (پرده، نیم پرده، ربع پرده) بر روی آن قابل اجراست.
سر پنجه: جعبه‌ای کوچک و تو خالی و از جنس چوب است. در ابتدای طول دسته مجموعا چهار گوشی (به تعداد سیم‌ها) در طرفین آن قرار دارند و در انتهای آن تاج قیچک با خمیدگی رو به عقب قرار دارد

گوشی‌ها: قیچک دارای 4 گوشی است که به صورت میخ سر پهن ، 2 به 2 در طرفین سر پنجه قرار دارد.
شیطانک: قطعه چوبی کم ار تفاع و باریک است به عرض دسته ساز که بین سرپنجه و دسته قرار دارد و سیم‌ها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می‌کنند و به طرف گوشی‌های می‌روند.
خرک: خرک قیچک از جنس چوب یا استخوان است به ارتفاع تقریبی 2 سانتی متر که با 2 پایه کوچک خود، روی پوست کاسه کوچک ساز قرار می‌گیرد و سیم‌ها از درون آن عبور می‌کنند.
سیم‌گیر: قطعه ای کوچک و از جنس چوب یا فلز است که در انتهای بدنه کاسه نصب شده و سر ِگره دار سیم به آن بسته می‌شود.
تعداد و جنس سیم‌ها: قیچک دارای 4 سیم از جنس فلز است که چهارمین سیم، روکش دار و ضخیم تر است. طول سیم‌ها در قیچک معمولی از سیم گیر تا شیطانک حدود 33 سانتی متر است.
آرشه: در نوع محلی این ساز از کمانه استفاده می‌شد اما امروزه از آرشه ویلن و در نوع بزرگتر (قیچک باس) از آرشه ویلنسل استفاده می‌شود.


#آهنگسازی #آهنگسازی_تنظیم #قیمت_آهنگسازی #سفارش_آهنگسازی #مقالات_موسیقی

آشنایی با ساز رَباب (Rabab)

آشنایی با ساز رَباب (Rabab)

#رَباب (Rabab)
یک ساز قدیمی است که خاستگاه از آریانای کهن، خراسان دوره اسلامی و افغانستان امروز که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد.به روایت تاریخ: این سازواره بیش از یک هزار سال قدمت داشته و شخصی بنام“نتن خان”در عصر اکبر شاه،در دامنه‌های پامیر بدخشان آن را اختراع کرده بوده که نخست به شکل ساز آرشه یی بوده و با آرشه یا کمان نواخته می شده اما به مرور زمان تکامل یافته و در نهایت،امروز با ناخنک یا شهباز نواخته می‌شود.ساز اخیر قبلاً دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده‌است. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه می‌نامیم.از نوازندگان این ساز در افغانستان می‌توان به استاد رحیم خوشنواز و همایون سخی و… در ایران می‌توان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده،سید علی مصطفوی،نیما علیزاده،پژمان تدین،محمد ابراهیم پوستین چی و… اشاره کرد.
تنه رباب از چوب توت بی دانه ساخته می‌شود که داخل آن تهی بوده و پوست روی رباب از پوست بزغاله ساخته می‌شود،تارهایش در قدیم “زه” یا روده بوده که استاد محمد عمر آن را بدل کرده و هم اکنون از تارهای مخصوص پلاستیکی(ماهی گیری)است.رباب مجموعاً از چهار قسمت شکم،سینه دسته و سر تشکیل شده‌است،شکم در واقع جعبه‌ای به شکل خربزه ‌است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته‌است.سینه نیز جعبه‌ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن،تا اندازه‌ای گرده ماهی و از جنس چوب است.در سطح جانبی سینه

(سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می‌گیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیم‌های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می‌شوند.بر سطح جانبی دیگر(سطح پائینی)،پنجره‌ای دایره‌ ای شکل ساخته شده‌است.دسته ساز نسبتاً کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته می‌شود و بالاخره در سر ساز،مانند،تار جعبه گوشی‌ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده‌است،سطح جانبی جعبه گوشی‌ها کمی به طرف عقب ادامه یافته‌است.تعداد سیم‌ های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم‌های جفت با یکدیگر همصوت کوک می‌شوند،سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می‌شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می‌سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.رباب اساساً سازی محلی است و در نواحی خراسان و افغانستان معمول است.

سال ‌های قبل بهترین رباب‌ها در کابل ساخته می شده که رباب سازان مشهوری مانند:واصل،سید قریب،قادر و جمعه خان در کابل رباب می‌ساختند.حالا نیز عیسی، عظیم و یوسف نواسه‌ های جمعه خان در کابل رباب می‌سازند.
از دیگر سازندگان به نام این ساز می‌توان به استاد حسین قلمی اشاره کرد.

رباب صریر باب بهشت است

مولانا هم در شعر هایش و هم در زندگی روزانه‌اش که با سماع و موسیقی پیوندی تنگاتنگ داشته است؛مهری شگفتی انگیز به موسیقی وا می‌نماید.هم در کلیات شمس و هم در مثنوی از سازهای گوناگون نام می گیرد اما به رباب و نی افزون از دیگر سازها دل بسته است.در بزم سماع از رباب بهره می‌جست و خود نیز رباب می نواخت.رباب در روزگار مولانا انگار از خاندان بربط بوده است «رباب قدیمی شکل دیگری داشته است و با کمان نواخته می‌شده است و گویی از خاندان بربط بوده است. بربط را گاهی با کمان و گاهی با مضراب می نواختند.یونانیان آن را با مضراب و آریاییان با کمان می نواختند(گاهی هم به عکس آن) حکیم خاقانی شروانی رباب را،ساز نالنده خوانده است.پیداست که رباب را در شرق با کمان نمینواختند ؛زیرا ناله از کمان بر نمی‌خیزد.