چرا با سرعت پایین تمرین میکنیم؟

این عبارت را معمولا از طرف اساتید زیاد شنیده‌ایم که با سرعت پایین تمرین کنید و سپس بتدریج سرعت را افزایش دهیم، اما اینجا کمی موضوع را بازتر میکنیم.

سرعت پایین چیست؟ چرا با سرعت پایین تمرین میکنیم؟

و تا چه مدت باید با سرعت پایین تمرین کرد؟ و میتوان این سوالات را ادامه داد و همینطور جوابهای متعددی برای این سوالات میتوان یافت، ولی اینجا فقط خلاصه ای از مطالب را بیان خواهیم کرد.

سرعت پایین معمولا سرعتی نزدیک به سرعت ثانیه ها یا قدم زدن و یا ضربان قلب ماست، من این سرعت را معمولا هفتاد در نظر میگیرم ولی میتوان کمی بالاتر و یا پایین تر نیز در نظر گرفت.

حال چرا با سرعت پایین تمرین میکنیم؟

اشتباهی رایج بین نوازندگان تازه کار این است که با سرعت بالا تمرین میکنند و اشتباه رایج دیگر نیز این است که با سرعت پایین تمرین کردن برای رسیدن به سرعت های بالاتر است.

تمرین با سرعت پایین بیشتر برای رسیدن به تعادل در دست و انگشتان و ریتم و دیدن بهتر خطاها در هنگام تمرین است و همینطور سرعت پایین قدرت دست را بالاتر میبرد تا نوازندگی راحتتر و سبکتر انجام گیرد.

و اینکه چقدر باید با سرعت پایین تمرین کنیم. باید گفت که ما همیشه میتوانیم با سرعت پایین تمرین کنیم.

نوازنده ای که سرعت های بالا را کار میکند هنوز میتواند گاهی با سرعت پایین تمرین کند و با این ترتیب کنترل خود را افزایش دهد ولی نوازندگان تازه کار باید بیشتر در سرعت های پایین تمرین کنند تا هم قدرت و هم کنترل خود را افزایش دهند…

چگونه آهنگسازی کنیم ؟

چگونه آهنگسازی کنیم ؟

💠 ساختن آهنگ فرایند پیچیده ای است. برای ساختن یک آهنگ، الهام گرفتن از هر چیز، تفکر خلاق داشتن، ایده های خلاقانه را به موسیقی تبدیل کردن و تبدیل این ایده ها به موسیقی کارهایی هستند که در این بین باید انجام پذیرند.

برای کسانی که در شروع کار هستند، حالت روحی مهمترین عاملی است که آهنگ را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر فرد خشمگین، شاد یا ناراحت باشد، آهنگ ساخته شده او، این حالت را بازتاب خواهد داد. اوقات مختلف روز و فصل های مختلف، آهنگسازی را تحت تاثیر قرار می دهند و همچنین احساسات و هیجان و هرگونه تنشی که ممکن است در زندگی شما باشد. عامل هایی که در زمان های مختلف آهنگسازی متاثر از آنهاست، بسیارند و این عوامل بیان می دارند که فرد در کدام حالت روحی قرار دارد. در ادامه برخی از این عوامل بیان می شود.کانال کلید سل

رنگ ها

اگر آهنگساز می خواهد آهنگی بسازد که حالت خاصی را بیان کند باید رنگ متناسب با این حالت را تجسم کند. به طور مثال رنگ نارنجی نماد انرژی و حرکت است. پس از مدتی، فرد می آموزد حالت روحی خود را به سویی متمایل کند که بتواند آهنگی بسازد که بیانگر تفکرات ذهنی او باشد.

🔹شخصیت

می دانیم که بازیگرها در حین ایفای نقش خود باید به درون نقش بروند. حس کردن حالت های مختلف و رفتارهای متفاوت به بازیگر کمک می کند که هنگام اجرای نقش همانند شخصیت مورد نظر زندگی کند. اگر فردی آهنگی برای یک شخصیت خاص می نویسد به این معنی است که وی را از طریق صدا و نوا توصیف می کند. اگر آهنگساز هم فرایند مشابهی را همانند یک بازیگر دنبال کند، جزئیات پنهانی را که کمک به واقعی تر شدن آهنگ می کند از هم می شکافد و آهنگ دقیق تر و پرمعنی خواهد بود.

🔹طبیعت

بسیاری از الهامات و نوگرایی ها از طبیعت حاصل می شود؛ از پرنده هایی که به واسطه آواز با هم ارتباط برقرار می کنند تا صدای خش خش برگ ها در اثر وزش باد.

بهره گیری از طبیعت راه فوق العاده ای برای برای شروع آهنگسازی است؛ تلاش برای رقابت با طبیعت روشی عالی برای ترکیب طبیعت و شخصیت است، برای مثال درامیختن با طبیعت در قالب یک نوا یا تم مشخص برای بیان یک معنای روحانی مانند آواز پرندگان.

🔹خاطرات

یک منبع عالی دیگر در عرصه آهنگسازی خاطرات فرد است. هیجان زیادی از طریق خاطرات وارد آهنگ می شود. چند دقیقه ای را بر روی گذشته تمرکز کنید. سعی کنید که خاطرات خود را با جزئیات کامل تصور کنید. صداها، رایحه، رنگ ها و آب و هوا و هر موضوعی که تصور زیبایی به شما می دهد برای ساختن آهنگ مناسب است.

این موارد تنها تعدادی از منابع هستند که می توان از آنها الهام گرفت. آهنگساز تخیل خود را به کار می گیرد که پایانی ندارد.

⏪مطلب بعدی که برای ساختن آهنگ مورد بررسی قرار می گیرد، تئوری موسیقی است. آخرین موردی که فرد می خواهد برایش پیش آید، اینست که تمام این ایده های خلاق را برای آهنگسازی داشته باشید، اما کمبود دانش موسیقی شما مانع این امر شود. یک بازیکن راگبی می تواند پاس دادن خود را بهبود بخشد، اما اگر قوانین بازی را نداند، قادر نخواهد بود به خوبی بازی کند. همچنین آهنگسازی به طور کامل در قید و بند قوانین موسیقی نیست، اما برای ساختن آهنگ باید تئوری موسیقی را دانست. همانطور که یک شاعر باید به زبان خود مسلط باشد تا بتواند شعر بسراید…

#آهنگسازی_تنظیم #چگونه_آهنگسازی_کنیم

 

بداهه‌ نوازی در موسیقی سنتی ایرانی

بداهه‌ نوازی در موسیقی سنتی ایرانی

اجرای موسیقی ایرانی به‌ویژه در تک‌نوازی و آواز معمولاً همراه با بداهه‌نوازی و بداهه‌خوانی است. اگر نوازنده یا خواننده از اجرایردیف و نغمه‌های معروف جدا شود و در مایه‌ای که مناسب سیر آهنگ است قطعه‌ای بنوازد یا بخواند، بداهه‌نوازی یا بداهه‌خوانی کرده‌است. به‌ویژه از آنجا که موسیقی سنتی ایران به صورت خواندن از روی نت اجرا نمی‌شود، معمولاً مستلزم بداهه‌نوازی است.

بداهه نوازی از نوع خاص تربیت موزیسین‌های ایرانی که مبنی بر حفظ قطعات و نه اجرای یکبارهٔ آنها از روی نت است ناشی می‌شود. بداهه نواز، باید به تعداد کافی نغمه، جمله و ریتم در ذهن داشته باشد تا بتواند با استفاده از این جملات و به کمک خلاقیت و ذوق شخصی خویش به تصنیف هم‌زمان با اجرا بپردازد. بداهه نوازی یکی از نقاط قوت موزیسین‌های ایرانی محسوب می‌شود و در آثار اکثر موسیقیدان‌های ایرانی فراوان دیده می‌شود. بداهه نوازی به طور برجسته در آثار حسین علیزاده و محمدرضا لطفی، موسیقیدان‌های معاصر دیده می‌شود.

لازم است ذکر شود که در هنر بداهه نوازی محیط و حال و هوای نوازنده نقش بسزایی دارد. درهنگام بداهه نوازی فرد نوازنده باید در آرامش باشد؛ و برای بدهه نوازی باید محیط پیرامون بداهه نواز آرام و بدور از هیاهو و اضطراب باشد.

#موسیقی #سنتی #موسیقی_سنتی #بداهه_نوازی

آشنایی با ساز قیچک

آشنایی با ساز قیچک

ساز قیچک یا غژک، سازی زهی آرشه‌ای است که در ساخت آن از چوب، پوست و فلز استفاده می‌شود. این ساز توانایی اجرای تکنوازی و گروه نوازی را دارد
از این ساز در موسیقی نواحی ایران استفاده می‌شود و طی نیم قرن گذشته با تغییراتی مختصر در گروه نوازی سازهای ملی نیز متداول شده است.

قیچک‌نواز هنگام نوازندگی، قیچک را نشسته به صورت عمودی با دست چپ نگه می‌دارد و با دست راست آرشه را به صورت افقی در حرکات رفت و برگشت بر سیم‌های آن می‌کشد. طول این ساز حدود 56 سانتی متر است.

اجزای اصلی قیچک:

کاسه طنینی: بدنه اصلی قیچک از چوب یک تکه و معمولا گردو، توت یا چوب های محکم دیگر ساخته می‌شود. کاسه طنینی، حجیم و دو فرو رفتگی بزرگ در طرفین، آن را به 2 قسمت بزرگتر و کوچکتر تقسیم می‌کند. قسمت کوچکتر در پایین ساز قرار دارد و بر دهانه آن پوست کشیده می شود و خرک روی قسمت پوست قرار می‌گیرد. دهانه قسمت بزرگتر باز است و دسته، تا روی نیمی از این قسمت ادامه می‌یابد.
پوست: معمولا در ساخت قیچک از پوست آهو یا گوسفند استفاده می‌شود.

دسته: جنس دسته قیچک از همان جنس چوب بدنه است که به صورت یک تکه با بدنه تراشیده می‌شود.دسته این ساز کوتاه است و از یک طرف به قسمت بزرگ تر کاسه، و از طرف دیگر به سر پنجه متصل است. قیچک فاقد دستان بندی ست و تمام فواصل موسیقی ملی (پرده، نیم پرده، ربع پرده) بر روی آن قابل اجراست.
سر پنجه: جعبه‌ای کوچک و تو خالی و از جنس چوب است. در ابتدای طول دسته مجموعا چهار گوشی (به تعداد سیم‌ها) در طرفین آن قرار دارند و در انتهای آن تاج قیچک با خمیدگی رو به عقب قرار دارد

گوشی‌ها: قیچک دارای 4 گوشی است که به صورت میخ سر پهن ، 2 به 2 در طرفین سر پنجه قرار دارد.
شیطانک: قطعه چوبی کم ار تفاع و باریک است به عرض دسته ساز که بین سرپنجه و دسته قرار دارد و سیم‌ها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می‌کنند و به طرف گوشی‌های می‌روند.
خرک: خرک قیچک از جنس چوب یا استخوان است به ارتفاع تقریبی 2 سانتی متر که با 2 پایه کوچک خود، روی پوست کاسه کوچک ساز قرار می‌گیرد و سیم‌ها از درون آن عبور می‌کنند.
سیم‌گیر: قطعه ای کوچک و از جنس چوب یا فلز است که در انتهای بدنه کاسه نصب شده و سر ِگره دار سیم به آن بسته می‌شود.
تعداد و جنس سیم‌ها: قیچک دارای 4 سیم از جنس فلز است که چهارمین سیم، روکش دار و ضخیم تر است. طول سیم‌ها در قیچک معمولی از سیم گیر تا شیطانک حدود 33 سانتی متر است.
آرشه: در نوع محلی این ساز از کمانه استفاده می‌شد اما امروزه از آرشه ویلن و در نوع بزرگتر (قیچک باس) از آرشه ویلنسل استفاده می‌شود.


#آهنگسازی #آهنگسازی_تنظیم #قیمت_آهنگسازی #سفارش_آهنگسازی #مقالات_موسیقی

آشنایی با ساز رَباب (Rabab)

آشنایی با ساز رَباب (Rabab)

#رَباب (Rabab)
یک ساز قدیمی است که خاستگاه از آریانای کهن، خراسان دوره اسلامی و افغانستان امروز که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد.به روایت تاریخ: این سازواره بیش از یک هزار سال قدمت داشته و شخصی بنام“نتن خان”در عصر اکبر شاه،در دامنه‌های پامیر بدخشان آن را اختراع کرده بوده که نخست به شکل ساز آرشه یی بوده و با آرشه یا کمان نواخته می شده اما به مرور زمان تکامل یافته و در نهایت،امروز با ناخنک یا شهباز نواخته می‌شود.ساز اخیر قبلاً دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده‌است. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه می‌نامیم.از نوازندگان این ساز در افغانستان می‌توان به استاد رحیم خوشنواز و همایون سخی و… در ایران می‌توان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده،سید علی مصطفوی،نیما علیزاده،پژمان تدین،محمد ابراهیم پوستین چی و… اشاره کرد.
تنه رباب از چوب توت بی دانه ساخته می‌شود که داخل آن تهی بوده و پوست روی رباب از پوست بزغاله ساخته می‌شود،تارهایش در قدیم “زه” یا روده بوده که استاد محمد عمر آن را بدل کرده و هم اکنون از تارهای مخصوص پلاستیکی(ماهی گیری)است.رباب مجموعاً از چهار قسمت شکم،سینه دسته و سر تشکیل شده‌است،شکم در واقع جعبه‌ای به شکل خربزه ‌است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته‌است.سینه نیز جعبه‌ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن،تا اندازه‌ای گرده ماهی و از جنس چوب است.در سطح جانبی سینه

(سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می‌گیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیم‌های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می‌شوند.بر سطح جانبی دیگر(سطح پائینی)،پنجره‌ای دایره‌ ای شکل ساخته شده‌است.دسته ساز نسبتاً کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته می‌شود و بالاخره در سر ساز،مانند،تار جعبه گوشی‌ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده‌است،سطح جانبی جعبه گوشی‌ها کمی به طرف عقب ادامه یافته‌است.تعداد سیم‌ های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم‌های جفت با یکدیگر همصوت کوک می‌شوند،سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می‌شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می‌سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.رباب اساساً سازی محلی است و در نواحی خراسان و افغانستان معمول است.

سال ‌های قبل بهترین رباب‌ها در کابل ساخته می شده که رباب سازان مشهوری مانند:واصل،سید قریب،قادر و جمعه خان در کابل رباب می‌ساختند.حالا نیز عیسی، عظیم و یوسف نواسه‌ های جمعه خان در کابل رباب می‌سازند.
از دیگر سازندگان به نام این ساز می‌توان به استاد حسین قلمی اشاره کرد.

رباب صریر باب بهشت است

مولانا هم در شعر هایش و هم در زندگی روزانه‌اش که با سماع و موسیقی پیوندی تنگاتنگ داشته است؛مهری شگفتی انگیز به موسیقی وا می‌نماید.هم در کلیات شمس و هم در مثنوی از سازهای گوناگون نام می گیرد اما به رباب و نی افزون از دیگر سازها دل بسته است.در بزم سماع از رباب بهره می‌جست و خود نیز رباب می نواخت.رباب در روزگار مولانا انگار از خاندان بربط بوده است «رباب قدیمی شکل دیگری داشته است و با کمان نواخته می‌شده است و گویی از خاندان بربط بوده است. بربط را گاهی با کمان و گاهی با مضراب می نواختند.یونانیان آن را با مضراب و آریاییان با کمان می نواختند(گاهی هم به عکس آن) حکیم خاقانی شروانی رباب را،ساز نالنده خوانده است.پیداست که رباب را در شرق با کمان نمینواختند ؛زیرا ناله از کمان بر نمی‌خیزد.

مشخصات یک نوازنده ی خوب موسیقی

مشخصات یک #نوازنده ی خوب

✍طرز نگهداری #تکنیک پس از کسب آن نیز مسئله ای بس مهم می باشد. واضح است که اجرای کامل یک اثر موسیقی فقط با برخورداری از یک تکنیک روان و پخته میسر است.
اگر نوازندگان جوان و بی تجربه قبل از هر چیز تصورشان از تکنیک نوازندگی آسان و روان نواختن باشد، در اشتباه هستند. البته سرعت در نواختن پر اهمیت است ولی بهیچ وجه آن را نمی توان تنها مسئله مهم دانست. تکنیک خوب آنست که حامی و پشتیبان تخیل نوازنده باشد و در نتیجه نوازنده بتواند با درک اثر و کمک ساز آنطوریکه باید وظیفه خود را ادا کند. انگشتان ما باید همیشه طوری در اطاعتمان باشند که تا وقتی از آنها نخواسته ایم عملی از خود بروز ندهند. برای رسیدن باین هدف باید طوری انگشتان خود را تربیت کنیم که به وظیفه ای که ما از آنها توقع داریم عمل نمایند یعنی چیزی که برای یک اجرای خوب مورد توجه و لزوم است. تکنیک و ارائه درست یک اثر در موسیقی چنان بهمدیگر بستگی دارند که گاهی به آسانی نمیتوان گفت حد فاصل هر یک چیست و یکی در کجا پایان می یابد و دیگری در کجا آغاز میشود. فقدان تکنیک کامل در اجرای هر قطعه موسیقی اثر کاملا نامساعدی دارد.
نوازندگان جوان باید آگاه باشند که #تمرین هدف اصلی آنان نیست بلکه بدون شک وسیله ای بسیار مفید و مورد لزوم برای پیشرفت بسوی هدفهای بالاتر است ولی هرگز آخرین هدف و غایت نیست. بنابراین یک مربی خوب قبل از اینکه شاگردانش را بتمرین وا دارد باید همیشه برایشان روشن کند که قصد آنان از هفته ها تمرین روی یک اتود معین چیست چه نتیجه ای کسب خواهند کرد.
شخص باید در هر حال چنان با فداکاری و تمرکز حواس تمرین نماید که تصور کند در مقابل گروهی برجسته و منتخب از موسیقیدانان مینوازد. اتودها و تمرین ها باید چنان نواخته شوند که تصور شود هیچ چیز زیباتر از آنها نیست.

هیچکس نمیتواند بیشتر از سی یا چهل دقیقه با تمرکز کامل حواس به تمرین بپردازد. بنابراین توصیه میشود که اوقات تمرین در طول روز تقسیم شوند و طوری که بین آنها بحد کافی اوقات فراغت وجود داشته باشند. تمرین خوب فقط به آهستگی انجام پذیر است. شخص باید تقریبا یک سرعت آرامی را برای نواختن انتخاب کند تا در نتیجه بتواند حتی قسمتهای پیچیده ای را که باید منظم و یکنواخت نواخته شوند، با اعصابی راحت بنوازد و آنها را در حافظه خود بسپارد. در غیراین صورت گذشته از اینکه احتمال دارد اشتباهات بصورت عادت درآیند، برای فراگرفتن قسمت های مزبور سه یا چهار برابر وقت بیشتر لازم است. اگر شخص در حین تمرین دچار اشتباهی از قبیل نواختن یک نت نابجا یا یک تکیه غلط یا یک وزن نادرست گردد، باید بلافاصله درصدد رفع آن برآید و به تصحیح آن بپردازد. این از واجبات است که شخص هر روز مقداری از وقت خود را بقصد رفع خستگی بنوازد، بخصوص وقتی که قبل از آن چند ساعتی را جدا به کار و تمرین پرداخته باشد. معذالک نباید فراموش شود که بی قید نواختن با بی دقت نواختن فرق کلی دارد.
تالیف: آندور فولدز
ترجمه: سعید خدیری